خرید بک لینک
گاهی دلم میخواست در لحظه، تمام دنیا کور باشند، تمام دنیا کر باشند، تمام دنیا لال باشند، گاهی دلم میخواست ما دیدنی نبودیم، شنیدنی نبودیم، گفتی نبودیم؛ من درد میکشم از درد مادر، درد میکشم از درد پدر...؛ درد میکشم از شنیدن و پژواک واژهی «دیوانه» در مغزم، از پارک رفتنهایمان میترسم، از خندهها و نگاههای تیز و برنده متنفرم، دلم میخواست در لحظه همهمان را در آغوشم میفشردم و همانجا دنیا تمام م

برچسب: بدون,عنوان, نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 2:23

به گمونم چند وقت دیگه با گردنبند طبی در انظار عمومی ظاهر می شم! دیدید؟!همیشه هر کس کار خودشو می ذاره بعد از معدن و میگه : سخت ترین کار بعد از کار در معدن، کار ماست!حالا من این جمله ی کلیشه ای رو نمیخوام بگم، می خوام بگم سخت ترین کار حتی قبل از کار در معدن کار ماست: نقاشی روی سقف، اونم نقوش ظریف و پر کار!!شدیدا سخته!البته اینکه من تازه وارد این پروژه عظیم شدم و اینکه من هنوز آب بندی نشدم هم بی تا

برچسب: گمونم,دیگه,گردنبند,انظار,عمومی,ظاهر, نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:30

صفحه بندی